علي الجلابي الهجويري الغزنوي

12

كشف المحجوب ( فارسى )

نخستين باشد و هيچ راه‌شان رفته نشود و از عوامّ * كروهى ديدم كى علم را بر عمل فضل نهادند و كروهى عمل را بر علم و اين هر دو باطل است از انك عمل بىعلم عمل نباشد عمل آنكاه عمل كردد كى موصول علم باشد تا بنده بدان مر ثواب حقّ را متوجّه كردد چون نماز كى تا نخست علم اركان طهارت و شناخت آب و معرفت قبله و كيفيت نيّت و اركان نماز نبود * نماز نماز نبود پس چون عمل به عين علم عمل كردد چكونه جاهل آن را * از عمل جدا كويد و آنان كى علم را بر عمل فضل نهادند هم محال باشد كى علم بىعمل علم نباشد از آنك آموختن و ياد داشتن و ياد كرفتن * وى جمله نيز عمل باشد از آنست كى بنده بدان مثابست و اكر علم عالم بفعل و كسب وى نبودى * وى را بدان هيچ ثواب نبودى و اين سخن دو كروهست يكى * آنان كى نسبت بعلم كنند مر جاه خلق را و طاقت معاملت آن ندارند و بتحقيق علم نرسيده باشند عمل را از ان جدا كنند كى نه علم دانند نه عمل تا جاهلى كويد قال نبايد حال بايد و ديكرى كويد علم بايد عمل نبايد و از ابراهيم ادهم رح مىآيد كى كفت سنكى ديدم بر راه افكنده و بران * سنك نبشته كى مرا بكردان و * بخوان كفتا بكردانيدمش * و ديدم كه بران نبشته بود كى انت لا تعمل بما تعلم فكيف تطلب ما لا تعلم نو بعلم خود عمل * مىنيارى محال باشد كه نادانسته را طلب كنى